آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

193

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

طلاى ناب و جواهرنشان ، در محوطه‌ئى باز آماده سوارى ايستاده بودند و به مچ پاى هر يك از آنان ريسمانى بود كه به ميخ طويله‌اى در زمين بسته بودند . ران و شكم اكثر آن‌ها با رنگ نارنجى رنگ‌آميزى « 1 » شده بود ، كنار آن‌ها ظرف‌هاى زرين گذاشته بودند كه اسب‌ها از آن آب مىخوردند . كمى دور تر از اين محل دو ظرف بزرگ زرين ، شبيه بشكه هر يك به اندازهء يك ساعد قرار داشت كه در آن يخ براى خنك كردن شراب ريخته بودند . ديوان‌خانه به اندازهء سه پله بلندتر از كف حياط قرار داشت و داراى درازائى برابر با بيست و يك متر ، پهناى چهارده متر و ارتفاع يازده متر « 2 » بود . در قسمت جلوى اين محوطه پرده قرمز رنگى از كتان آويخته بودند كه وسيله ريسمانى باز و بسته مىشد . چوب‌پرده هشت ضلعى بود كه آن را رنگ‌زده و طلاكوب كرده بودند ، همينطور تمام ديوار محوطه با نقوشى از گل و شاخ و برگ گياهان از طلا آرايش شده بود . بر ديوار چپ سه تابلو نقاشى اروپائى كه نمايانگر وقايع تاريخى بود آويزان كرده بودند . كف ديوان‌خانه با قالىهاى بسيار گران‌بها مفروش بود . در ميان كاخ حوضى چهارگوش ديده مىشد كه در آن گل ، ليموترش ، نارنج ، انار ، سيب و ساير ميوه‌ها شناور بود . مقدار زيادى صراحى شراب با گردنى كشيده و باريك از جنس شيشه و طلا در حوض چيده بودند ، گردن صراحىها كنده‌كارى شده بود

--> ( 1 ) - با توجه به اينكه نويسنده در صفحات آينده از « حنا » و « حنا بستن » ياد خواهد كرد ، احتمالا بدن اسب‌ها نيز با حنا رنگ مىشده است - م . ( 2 ) - نويسنده در اين قسمت از معيار سنجش درازا بنام Klafter ( كلافتر ) استفاده كرده است . اين معيار به قدرى منسوخ شده كه حتى در دائرة المعارف‌هاى مهم آلمانى نيز رقم برابر آن ديده نمىشود . اين واژه معناى دو دست كشيدهء آدمى را به محاذات شانه مىدهد . ارقام فوق به استناد معناى حقيقى لغت به وسيله مترجم مشخص شده كه مىتواند تقريبا درست باشد - م .